تبلیغات
وبلاگ تخصصی مهندسی برق (قدرت) - گذری بر زندگی احمد عبدی زاده دشتی(سلیمانی)
 
وبلاگ تخصصی مهندسی برق (قدرت)
بهترین نعمت سلامتی است
درباره وبلاگ


تمام مطالب این وبلاگ را به روح بزرگ عموی عزیزم احمد عبدی زاده تقدیم میكنم.
در صورت داشتن سوال-انتقاد و پیشنهاد و تمایل به ارتباط با ما از طریق تماس با مدیر در بالای صفحه و یا آدرس زیر ایمیل بزنید
bhroozsolimani@gmail.com

مدیر وبلاگ : بهروز سلیمانی كارشناسی ارشد برق قدرت گرایش ماشینهای الكتریكی و کاردانی کامپیوتر و دانشجوی رشته حقوق دانشگاه پیام نور رستم
موضوعات
پیوندهای روزانه
پیوندها
نظرسنجی
لطفا نظرات خود را جهت بهتر شدن وبلاگ ثبت نمایید







برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
احمد عبدی زاده (سلیمانی) دشتی.zip - 31 KB چت روم | قالب وبلاگ
اولین قاضی ممسنی
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

حرکت متن استاتوس بار دریافت کد حرکت متن چت روم

گذری كوتاه بر زندگی احمد عبدی‌زاده دشتی اولین قاضی ممسنی و لر

گردآورنده: بهروز سلیمانی

احمد عبدی زاده (سلیمانی) دشتی فرزند کربلایی عبدی در تاریخ 1295 در روستای دشت واقع در شهرستان رستم(استان فارس) به دنیا آمد و دوران كودكی را در روستاهای دشت و مراسخون گذراند.

پدرش کربلایی عبدی دارای سواد خواندن و نوشتن بود و به ارزش سواد و تحصیلات  زودتر از هر کسی در  منطقه پی برده ‌بود و به دلیل داشتن منطق قوی و سواد خواندن و نوشتن مورد توجه و احترام خوانین منطقه از جمله امام‌قلی خان رستم و اسد خان باوی بود. از همین جهت دوست داشت فرزندانش نیز باسواد شوند به همین دلیل آنها را به مدرسه های محلی می‌فرستاد تا علم کسب کنند و به جامعه و قوم خود خدمت کنند.

وقت مدرسه احمد فرا رسید و از آنجایی که در منطقه مدرسه وجود نداشت و تنها در فهلیان ممسنی مدرسه‌ای محلی (مكتب خانه ای) بود که نظیرش را حتی در نورآباد هم نبود احمد را به فهلیان فرستاد. احمد تحصیلات را به طور جدی و رسمی شروع کرد و با موفقیت به پایان رساند. باز کمبود امکانات وی را  مجبور به سفر به سوی کازرون کرد. در کازرون نیز با جدیت درس خواند و در طی این مدت مورد لطف خانواده‌هایی از جمله خوانین کازرونی (خانواده معینی) قرارمی‌گرفت و دوران سختی را دور از خانواده سپری كرد. باز هم نبودن پایه‌های بالاتر باعث شد که ترک تحصیل‌کند و به دیار خویش بازگردد تا اینکه بعد از چند سال  وقفه در درس و اتفاقاتی که در سال 1313 در صحنه‌ی سیاست کشور رخ داد و رضا خان خوانین را به پایتخت و سپس به تبریز تبعید كرد باعث تغییراتی در شیوه‌ی زندگی احمد عبدی زاده و ادامه تحصیل وی شد.

پدرش ایشان را همراه امام قلی خان رستم به تهران فرستاده تا درس بخواند ولی امام قلی خان محكوم به اعدام شد و خانواده وی  به تبریز تبعید شدند و احمد نمی توانست با آنها برود بعد از مدتی با پرس و جوی زیاد و به کمک اندک پولی که پدرش و مقدار 40 تومان پول و لوازم التحریری که امام قلی خان رستم برای وی تهیه کرده بود آدرس کالج البرز را که توسط ساموئل مارتین جردن آمریکایی تاسیس شده ‌بود پیدا کرد و به آنجا رفت. به محض ورود همان طور كه در خاطره یادی از كالج البرز می‌نویسد به محض دیدن دكتر جردن از بی پولی و نداریش می‌گوید و علاقه‌اش به درس و دكتر جردن هم كه تلاش وی را برای درس خواندن می‌بیند به وی كاری در خود كالج پیشنهاد نموده كه وی هم قبول می‌كند و به نحو احسن انجام می‌دهد كه باز شایستگی و احساس مسئولیت وی باعث می‌شود كه دكتر جردن در جای بهتر كالج از ایشان استفاده كند و همزمان نیز با جدیت درسش را بخواند (و بعد از چند سال برادر كوچكترش  ماندنی سلیمانی را به همان كالج می‌برد كه  ایشان هم ادامه تحصیل می‌دهند تا اینكه وارد دانشكده پزشكی دانشگاه تهران میشود و یكی از اولین پزشكان ممسنی و لر و یكی از مؤسسان و سهام‌داران بیمارستان آریا  در اهواز می‌شود.) تا اینكه دوران دبیرستان را در كیلومترها دور از خانه و با تلاش فراوان طی می‌كند و در كنكور شركت می‌كند و حدوداً در سال 21  یا 22 وارد دانشكده حقوق دانشگاه تهران می‌شود و در دانشگاه تهران لیسانس حقوق می‌گیرد و بعد از پایان سربازی منصب قضا را برای كار انتخاب می‌كند و تا آن زمان اولین قاضی از ممسنی و شاید طایفه لر بود.

علیرغم اینكه بسیاری از دوستانشان كه در زمان پهلوی سیاستمدار شده بودند و به سفارت و وزارت و پست های بالایی رسیده بودند از ایشان جهت شركت در امور سیاسی در سطح بالای سیاست كشور دعوت می كردند كه ایشان هرگز نمی پذیرفتند و كار قضایی را به حضور در سیاست ترجیح میدادند.ولی بعد از انقلاب اسلامی و تغییر در صحنه سیاست كشور و دعوت مردم منطقه از ایشان جهت شركت در انتخابات دور اول مجلس شورای اسلامی همراه با آقایان انصاری سید عبد الرسول موسوی،  لشکری،  نجفی و  بهادر غلامی و آقای صمد شجاعیان پیشقدم شد ولی انتخابات در ممسنی از همان ابتدا رنگ طایفه گرایی به خود گرفته بود وبه همین دلیل از انتخابات كنار كشید و صحنه را ترك كرد و هرگز به صحنه سیاست برنگشت و به كار قضاوت در دادگستری استان خوزستان ادامه داد و سرپرست دادگستری استان خوزستان شد و بازنشسته شد اندكی بعد از آن هم مدتی به عنوان قاضی حل اختتلاف اداره ثبت اسناد و املاک خوزستان شد و بعد از آن به تهران رفت و حدود 25 سالی را بعد از بازنشستگی در تهران زندگی كرد .

وی درسال 1385در سن 90 سالگی در تهران در گذشت و در روستای کوپن واقع در شهرستان رستم در كنار برادرانش به خاک سپرده شد. آقای عبدی‌زاده قاضی دادگستری استان خوزستان بوده و از قضات برجسته‌ای بودند كه خدمات فراوانی به مردم خوزستان، فارس و كهگلویه و بویر احمد  نمودند و به دلیل اینكه محل خدمت وی در خوزستان بود برای مردم كهگلویه و بویر احمد و خوزستان نسبت به ممسنی خصوصا نورآباد شناخته شده تر می باشد. احمد عبدی‌زاده مرد بزرگ و شریف و دوست داشتنی ای بود نه به این دلیل كه مقامی داشت بلكه به خاطر قلب رئوفی كه داشت هر شخصی از طایفه لر چه ممسنی چه بویر احمد و چه بختیاری به وی مراجعه مینمودند تا حد توان از لحاظ مادی و معنوی به وی كمك می کرد حتی در خانه اش قسمتی را از زندگی شخصی اش جدا كرده بود كه به آنجا اتاق لرها میگفتند و اكثر كسانی كه به نحوی به مشكل برمیخوردند در آن مكان سكونت می یافتند و مردم و ارباب رجوعی كه صرفا برای كار قضایی یا غیره قضایی به وی مراجعه می‌كردند با شادی و خرسندی وی را ترك می‌كردند.

فقط در وصف ایشان میتوان گفت :

صبر بسیار بباید پدر پیر فلك را          تا دگر مادر گیتی چون تو فرزند بزاید 

كاربران گرامی از كهگلویه و بویر احمد- فارس(ممسنی و رستم) و خوزستان خواهشمندیم در صورتی كه خاطره یا عكسی از احمد عبدی زاده و دكتر ماندنی سلیمانی دارید برای ما ایمیل كنید تا با نام شما در وبلاگ ثبت كنیم.با تشكر بهروز سلیمانی 

آدرس ایمیل:bhroozsolimani@gmail.com